خوب از آنجایی که من در حال حاضر مدت کوتاهی است که در خارج از کشور هستم خیلی به این مسئله فکر می کنم.
همیشه دوست داشتم که در مملکتم و برای مملکتم خدمت کنم و این از آرمانهای من بوده و البته هنوز هم هست.
و همین باعث شده است که خیلی در مورد این مسئله فکر کنم
آیا حضور فوتبالیستهای ما در خارج از کشور و بازی آنها برای تیم های خارجی یک جور کم لطفی به مملکت است یا یک پوئن مثبت باید برایشان قائل شد؟!
آیا حضور دکتران فوق تخصص ایرانی در خارج از کشور به نفع مردم ماست یا به ضرر آنها؟!
آیا حضور کارگران ایرانی در خارج از کشور فرار مغزها است یا خیر؟!
چیزی که مسلم است نمی توان هیچ مسئله ای را بصورت یک بعدی نگاه کرد.
شاید باید از ایران خارج شد تا یک کم نگاه اصلاح شود.
اگر بخواهم نگاه خودم را در اینجا مطرح کنم قطعا با یک جمله نمی توانم ولی اجازه بدهید با یک سوال شروع بکنم
نگاه مردم ایران به مردم افغانی چگونه است؟!
این یک واقعیت است که اولین چیزی که به ذهن مردم ایران می رسد کارگران زحمت کش و آوارگان افغانی هستند و واقعا درک مسائل دیگر منجمله وجود آدمهای سرمایه دار در افغانستان یا وجود دانشمندان و مهندسان اصولا با شنیدن نام افغانستان به ذهن ما خطور نمی کند ولی یقینا افغانستان هم به جز کارگران و آوارگان ابعاد دیگری دارد.
در مورد فوتبالیستها هم مطمئن هستم که کسی حضور آنها در تیم های خارجی را کاملا بد نمی داند.
وقتی بازیکنانی در سطح بالاتری از تیم های داخلی بازی می کنند دلیلی ندارد که آنها را محدود کنیم ، به اینصورت هم آنها شکوفاتر خواهند شد و هم تجربیات آنها در تیم های خارجی و سطح بالاتر بعد از بازگشت آنها باعث ارتقای سطح فعلی تیم های داخلی نیز خواهد شد.
از طرفی حالا دیگر ژاپنی ها از ایران فقط کارگاران ایرانی را نمی شناسند! ، ستارگان فوتبال ما ستارگان جهانی شده اند که در دیدگاه مردم کشورهای دیگر نیز جلوه می کنند.
همیشه دوست داشتم که در مملکتم و برای مملکتم خدمت کنم و این از آرمانهای من بوده و البته هنوز هم هست.
و همین باعث شده است که خیلی در مورد این مسئله فکر کنم
آیا حضور فوتبالیستهای ما در خارج از کشور و بازی آنها برای تیم های خارجی یک جور کم لطفی به مملکت است یا یک پوئن مثبت باید برایشان قائل شد؟!
آیا حضور دکتران فوق تخصص ایرانی در خارج از کشور به نفع مردم ماست یا به ضرر آنها؟!
آیا حضور کارگران ایرانی در خارج از کشور فرار مغزها است یا خیر؟!
چیزی که مسلم است نمی توان هیچ مسئله ای را بصورت یک بعدی نگاه کرد.
شاید باید از ایران خارج شد تا یک کم نگاه اصلاح شود.
اگر بخواهم نگاه خودم را در اینجا مطرح کنم قطعا با یک جمله نمی توانم ولی اجازه بدهید با یک سوال شروع بکنم
نگاه مردم ایران به مردم افغانی چگونه است؟!
این یک واقعیت است که اولین چیزی که به ذهن مردم ایران می رسد کارگران زحمت کش و آوارگان افغانی هستند و واقعا درک مسائل دیگر منجمله وجود آدمهای سرمایه دار در افغانستان یا وجود دانشمندان و مهندسان اصولا با شنیدن نام افغانستان به ذهن ما خطور نمی کند ولی یقینا افغانستان هم به جز کارگران و آوارگان ابعاد دیگری دارد.
در مورد فوتبالیستها هم مطمئن هستم که کسی حضور آنها در تیم های خارجی را کاملا بد نمی داند.
وقتی بازیکنانی در سطح بالاتری از تیم های داخلی بازی می کنند دلیلی ندارد که آنها را محدود کنیم ، به اینصورت هم آنها شکوفاتر خواهند شد و هم تجربیات آنها در تیم های خارجی و سطح بالاتر بعد از بازگشت آنها باعث ارتقای سطح فعلی تیم های داخلی نیز خواهد شد.
از طرفی حالا دیگر ژاپنی ها از ایران فقط کارگاران ایرانی را نمی شناسند! ، ستارگان فوتبال ما ستارگان جهانی شده اند که در دیدگاه مردم کشورهای دیگر نیز جلوه می کنند.
برای تکمیل این مطلب رجوع می کنم به پرورش فوتبالیستهای عالی در باشگاههای معتبر دنیا و صادرات آنها!
این باشگاهها یقینا خودشان نیازمند بازیکنان خوب هستند؛ به همین علت سعی می کنند تا حد امکان نیروهای خود را به نحو احسن تربیت کنند. موقع بهره برداری ، نگاه می کنند چه کسی از بین نیروهای موجود یا خارجی بهترین امتیاز برای حضور در ترکیب اصلی را دارد و انتخاب می کنند، بعد مازاد نیروهایشان که آنها هم نیروهای خوبی هستند به تیم های دیگر واگذار می کنند و به این ترتیب با نیمکت نشین نکردن آن نیرو ، هم در جهت توسعه و شکوفایی آن نیرو و هم تامین منافع مالی خود اقدام می کنند.
در مورد پزشکان متخصص ، مهندسان کارآزموده و دانشمندانی که در خارج از کشور فعالیت می کنند نیز همین مسئله را می توان بسط داد با این تفاوت که مسئله کمی ظریفتر می باشد.
ما نگاهمان به فوتبال یک مسئله حیاتی نیست و فوتبالیست را راحتتر معاف می کنیم که به خارج از کشور برود ولی پزشک فوق تخصص را نمی توانیم به این سادگی عفو کنیم.
این حساسیت منطقی است ولی پزشک هم اگر پزشک خوبی است به این علت است که به کارش علاقه دارد ، وقتی زمینه فعالیت او در سطوح بالاتر در داخل کشور وجود داشته باشد بیشتر در داخل فعالیت می کند ولی وقتی اینجا زمینه شکوفایی بیشتر در اختیارش نیست علاقه دارد به جایی برود که بتواند شکوفا شود و این که بخواهیم او را محدود کنیم نه فقط خودخواهی ماست که بلکه به ضرر جامعه بشری و منجمله ایرانیان نیز می باشد.
از طرفی حضور آنان در جوامع دیگر میتواند باعث بهبود کلی نگاه دیگر ملل به مردم فرهیخته ایران نیز گردد مطمئنا آنها سفیران خوبی برای معرفی فرهنگ ایرانیان خواهند بود.
چیزی که جامعه ما نیاز به آن دارد با چسباندن انگ فراری و فرار مغزها حل نمی شود.
حضور دانشمندان ایرانی در خارج از کشور نه تنها یک اشکال نیست بلکه به عقیده من یک حسن نیز هست!
نگاه کنیم به مردم هند ، شاید در باور خیلی از ما هندی یعنی یک فرد ضعیف ولی میبینیم که این مردم در حال حاضر صاحب پیشرفته ترین تکنولوژی های هسته ای و فضایی هستند.
نمی خواهم داشتن بمب اتم یا تولید و پرتاب ماهواره را برتری هند بر ایران بدانم ولی این یک واقعیت است که آنها صاحب این تکنولوژی شده اند و بنده معتقدم که بخش عمده ای از این توفیق را مدیون دانشمندانی هستند که در خارج از کشور و با بهای ناچیز در موسسات پیشرفته تکنولوژیکی مشغول کار هستند.
حضور این نیروهای ارزان در پایگاههای علمی دنیا نه تنها باعث کمبود هند نشد بلکه منجر به پیشرفت علمی آن نیز شده است.
اگرچه دوست ندارم که در مورد مسائل سیاسی صحبت کنم ولی تصور کنید که ایرانیانی که در خارج از کشور هستند و پرچم ایرانیت به دست گرفته اند ، همه فراریان از دست این رژیم باشند ، این مردم چه پیامی می خواهند به مردم کشورهای دیگر بدهند جز آنچه موجب آزار و فرارشان از ایران شده است و خواسته یا ناخواسته چهره تاریکی را به تصویر می کشند.
به هر حال بنده معتقدم که باید زمینه رشد همه مردم فراهم شود و ضمن باز بودن درها برای خروج مردم ، علت خروج باید اشباع ظرفیتهای موجود باشد نه فرار از محدودیتها و یقین دارم در این صورت هم مردمی که خارج می شوند بهره مند می شوند و هم زمینه سازی برای بهبود مردمی که مانده اند خواهد شد.
این باشگاهها یقینا خودشان نیازمند بازیکنان خوب هستند؛ به همین علت سعی می کنند تا حد امکان نیروهای خود را به نحو احسن تربیت کنند. موقع بهره برداری ، نگاه می کنند چه کسی از بین نیروهای موجود یا خارجی بهترین امتیاز برای حضور در ترکیب اصلی را دارد و انتخاب می کنند، بعد مازاد نیروهایشان که آنها هم نیروهای خوبی هستند به تیم های دیگر واگذار می کنند و به این ترتیب با نیمکت نشین نکردن آن نیرو ، هم در جهت توسعه و شکوفایی آن نیرو و هم تامین منافع مالی خود اقدام می کنند.
در مورد پزشکان متخصص ، مهندسان کارآزموده و دانشمندانی که در خارج از کشور فعالیت می کنند نیز همین مسئله را می توان بسط داد با این تفاوت که مسئله کمی ظریفتر می باشد.
ما نگاهمان به فوتبال یک مسئله حیاتی نیست و فوتبالیست را راحتتر معاف می کنیم که به خارج از کشور برود ولی پزشک فوق تخصص را نمی توانیم به این سادگی عفو کنیم.
این حساسیت منطقی است ولی پزشک هم اگر پزشک خوبی است به این علت است که به کارش علاقه دارد ، وقتی زمینه فعالیت او در سطوح بالاتر در داخل کشور وجود داشته باشد بیشتر در داخل فعالیت می کند ولی وقتی اینجا زمینه شکوفایی بیشتر در اختیارش نیست علاقه دارد به جایی برود که بتواند شکوفا شود و این که بخواهیم او را محدود کنیم نه فقط خودخواهی ماست که بلکه به ضرر جامعه بشری و منجمله ایرانیان نیز می باشد.
از طرفی حضور آنان در جوامع دیگر میتواند باعث بهبود کلی نگاه دیگر ملل به مردم فرهیخته ایران نیز گردد مطمئنا آنها سفیران خوبی برای معرفی فرهنگ ایرانیان خواهند بود.
چیزی که جامعه ما نیاز به آن دارد با چسباندن انگ فراری و فرار مغزها حل نمی شود.
حضور دانشمندان ایرانی در خارج از کشور نه تنها یک اشکال نیست بلکه به عقیده من یک حسن نیز هست!
نگاه کنیم به مردم هند ، شاید در باور خیلی از ما هندی یعنی یک فرد ضعیف ولی میبینیم که این مردم در حال حاضر صاحب پیشرفته ترین تکنولوژی های هسته ای و فضایی هستند.
نمی خواهم داشتن بمب اتم یا تولید و پرتاب ماهواره را برتری هند بر ایران بدانم ولی این یک واقعیت است که آنها صاحب این تکنولوژی شده اند و بنده معتقدم که بخش عمده ای از این توفیق را مدیون دانشمندانی هستند که در خارج از کشور و با بهای ناچیز در موسسات پیشرفته تکنولوژیکی مشغول کار هستند.
حضور این نیروهای ارزان در پایگاههای علمی دنیا نه تنها باعث کمبود هند نشد بلکه منجر به پیشرفت علمی آن نیز شده است.
اگرچه دوست ندارم که در مورد مسائل سیاسی صحبت کنم ولی تصور کنید که ایرانیانی که در خارج از کشور هستند و پرچم ایرانیت به دست گرفته اند ، همه فراریان از دست این رژیم باشند ، این مردم چه پیامی می خواهند به مردم کشورهای دیگر بدهند جز آنچه موجب آزار و فرارشان از ایران شده است و خواسته یا ناخواسته چهره تاریکی را به تصویر می کشند.
به هر حال بنده معتقدم که باید زمینه رشد همه مردم فراهم شود و ضمن باز بودن درها برای خروج مردم ، علت خروج باید اشباع ظرفیتهای موجود باشد نه فرار از محدودیتها و یقین دارم در این صورت هم مردمی که خارج می شوند بهره مند می شوند و هم زمینه سازی برای بهبود مردمی که مانده اند خواهد شد.
دست آورد دیگر این رویکرد بهبود روابط بین المللی مردم ما خواهد بود که در اینباره خیلی حرفها دارم که در عنوان دیگری مطرح خواهم کرد.