Friday, September 4, 2009

ریاست جمهوری یازدهم

شاید شما هم مثل من راجع یه انتخابات بعدی ریاست جمهوری فکر کرده اید. با توجه به مشکلاتی که در ایندوره انتخابات پیش آمد ، نمیتوان امیدوار بود که در دوره های بعدی انتخابات پرباری داشته باشیم شاید بهتر باشد که سیستم انتخاباتی هم به نوعی اصلاح شود.
برخی کشورها برای تعیین رئیس دولت از انتخابات مجلس که انتخاباتی حزبی است بهره برده و نماینده حزب برتر در انتخابات مجلس ، ریاست دولت را عهده دار میشود که به اینترتیب هم یک انتخابات کمتر انجام میشود و هم هماهنگی بین قوا بیشتر میشود و هم مشکل تشخیص رجل سیاسی از بین صدها کاندیدا و حواشی آن که در ایران وجود دارد از بین میرود.
میتوان این روش را توسعه هم داد.
مثلا در روزهای اخیر شاهد برخی تغییرات در دولت شدیم که به نظر من تغییراتش بیشتر ناشی از معاملات بین احزاب همسو با دولت بود نه براساس صلاحیتها! این مشکل هم با تکمیل روش فوق قابل حل است.
به اینصورت که اگر احزاب بیایند و پیش از انتخابات، نمایندگان خود را در قالب کارگروههای خاصی مشخص و برنامه هایشان را تبلیغ کنند؛ بعد از مشخص شدن نتیجه آرا، علاوه بر اینکه نماینده حزب برتر به ریاست جمهوری میرسد، وزیران هم بر اساس اینکه چه حزبی در کارگروه مربوطه برتر بوده باید توسط آن حزب پیشنهاد شوند و به اینترتیب مشارکت سایر احزاب از شعار به عمل می پیوندد و این تصور که انتخاب یک رئیس جمهور به معنی تایید همه برنامه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی اوست! اصلاح شده و شاهد برخی مشکلات نخواهیم بود! نظر شما چیست؟

Monday, August 17, 2009

باز هم یک موفقیت دیگر برای همان آقا

اینطور که پیداست بیش از آنکه من فکر میکردم دارد خوش به حال لاریجانی میشود.
دو قوه مجریه و مقننه که تا حدود زیادی متعلق به ایشان بود هیچ، حالا هم که قوه قضائیه به نام برادر ایشان زده شد.
ببینیم ایشان حالا با داشتن هر سه قوه چه گلی به سر این مملکت خواهند زد.
البته این حرف مرا حمل بر بدبینی بنده نزارید؛ من مدتها تحت مدیریت ایشان کار کرده ام و یأس من مربوط به تاریخچه ای است که از مدیریت ایشان دارم و بس.
امیدوارم که مسائلی پشت پرده این پله های ترقی نباشد.

Sunday, June 21, 2009

انتخابات آینده


بعضی ها مطابق میل ما شعار میدهند و هدف دیگری دارند
بعضی ها مطابق میل ما شعار میدهند ولی موفق نمیشوند
بعضی ها مطابق میل ما شعار میدهند ولی ...
نامزدهای این دوره ریاست جمهوری همگی با شعار تکراری آمده بودند.
غالبا بجای برنامه آینده ، گذشته را نشانه روی میکردند.
دوستان خوبم ، اگرچه نمیتوانم مثل بعضی ها فعالیتهای این دولت را نادیده بگیرم ، من هم من طرفدار احمدی نژاد نبوده ام و اميدوار بودم در اين دوره بتوانيم با تغيير احمدي نژاد به برخي ناکامي ها فائق آييم ولی بعد از تحليل کانديداهاي موجود هيچ کدام را بهتر از احمدي نژاد نديدم و ترجيح دادم که راي ندهم و نتیجه رای دیگران را بپذیرم.
اما
اما شما که راي داده ايد کمي فکر کنيد که براي چه راي داده ايد!
تا شما راجع به اين مسئله مهم فکر ميکنيد من هم از فرصت استفاده میکنم و به موضوع اصلی خود میپردازم.
بعد از حضور پر شور و اميد مردم در انتخابات دوم خرداد و به برکت عدم همکاري برخي که بايد همکاري ميکردند! بعد از ناکامي هاي دوران خاتمي چه اتفاقي افتاد؟!
بعضی ها دلسرد شدند.
خوب بعضي دیگر هم که دلشان له له ميزد براي چنين فرصتي ، تحت عنوان آبادگران وارد صحنه شدند و با عدم مشارکت مردم اصلاح طلب با آراي خيلي کمي که واقعا شرم آور بود شوراي شهر و بعدا مجلس و رياست جمهوري را به نام خود زدند!
البته در مورد رياست جمهوري آنطور که دلشان ميخواست نشد! آقاي احمدي نژاد اگرچه از همين گروه بود و انتخاب شد ولی کانديد اصلي آبادگران آقاي لاريجاني بود. آبادگران از او انتظار داشتند همان سنگر شهرداري را حفظ کند و اين لقمه بزرگ را براي لاريجاني مناسبتر ميديدند!
البته نامزدی احمدی نژاد برایشان بد نشد چون ضمن اينکه توانستند با پيروزي او بدنه دولت را با افراد خودي! پر کنند آقاي لاريجاني هم فهميد که برخلاف تصورش در بين اصلاح نطلب ها! هم جايگاهي ندارد و اين شد که براي نشستن بر سکوي رياست مجلس از تهران اقدام نکرد! و اين افتخار را به مردم شهر ديگري داد که او را به مجلس بفرستند!
احساس شخصي من اين است که حاشیه اصلی در اين دوره ، عدم حضور اينچنيني مردم در انتخابات بعدي است.
بله حق داريد، نظر شما محترم است ولي من برنده اصلي اين ماجرا را لاريجاني ميدانم و پيشاپيش رياست جمهوري آينده را به دوستان ايشان تبريگ ميگويم!